و هر صبح و شامم در ویرانه هایش به رگبار نفرت می بندد!
پانوشت : 1-زخمی دیگر بر شقیقه هاشان بود... ایستادند...!2-در دانشگاه را به رويم مي بندي…مي گويي ممنوع الورود!دلم براي همه آنچه پشت اين در هاي آهني بود تنگ مي شود!يادم نمي رود هوايي كه از پشت ميله ها به آدم مي رسد هواي مسمومي ست!!
+ نوشته شده در بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 21:12 توسط مبارز کوچک |
کار پیوند فعال انسان با طبیعت و خلق جهانی نو و نهایتآ خلق "انسانی نو " است.اما با گسترش مالکیت خصوصی و تقسیم کار ، کار ِ زاینده این خصلت خود را _ که تجلی قدرت انسانها _ باشد از دست می دهد. و بدین ترتیب کار و محصولات ِ آن همچون وجودی جدا از انسان ، جدا از اراده او به شمار می رود و آنچه تولید شده به عنوان عینی مستقل در تقابل با مفهوم حقیقی کار قرار می گیرد....کارگر دیگر خودش را در "کار" محقق نمی کند بلکه مدام به انکار خود می پردازد.دیگر احساس سعادت نخواهد کرد،آزادانه فکر و جسم خود را رشد نخواهد داد بلکه در یک فرآیند طولانی جسم و روح خود را تباه می بیند.و درست در همان زمان ، کارگر نیروی بی قدرتی ست و فعالیتش عینی بیگانه!... کارزار واقعی آنجایی شکل می گیرد که انسان از نوع کاری که او را برده ی اشیا می کند آزاد گردد و گرنه تفاوت چندانی میان دولت سرمایه دار و سرمایه دار خصوصی وجود نخواهد داشت...و نقد سرمایه داری نه در شیوه توزیع درآمد بلکه در شیوه ی تولید است.از اینکه فردیت را تباه می کند و انسان را به بردگی می کشاند . و در این میان نه فقط سرمایه دار بلکه _ نظام سرمایه داری است که _ کارگر و سرمایه دار را به وسیله اشیا و وضعیتی که ساخته و پرداخته خودشان است به بردگی می کشاند. براستی بیگانگی از محصول کار و بیگانگی از خود پیوند جدایی ناپذیری با بیگانگی با اجتماع خواهد داشت و اینجاست که در می یابیم انسان همیشه باید هدفی در خود باشد و نه هر گز وسیله ای در خدمت هدف! و این بیگانگی به تباهی همه ارزشها می انجامد ...زندگی آدمها صرف به وجود آوردن اندیشه ی نیازی تازه و وابستگی تازه می شود.هر کسی می کوشد قدرتی بیگانه را بر دوش دیگران بیندازد ،تا از آن طریق به ارضای نیازهای خود پرستانه اش بپردازد.هر امکان تازه ای دریچه ای برای چپاول و فریب است!انسان به طور فزاینده ای "فقیر " می شود!با رشد کمی تولید او هر چه بیشتر به پول احتیاج دارد تا این هستی متخاصم را به تسخیر در آورد!.... این بیگانگی به طبقه ی کارگر محدود نمی شود اما این طبقه "بیگانه شده ترین "طبقه به شمار می رود و به همین دلیل رهایی از بیگانگی با رهایی طبقه ی کارگر پیوند می خورد.اما در قرن جدید با شکل نوینی از بردگی مواجهیم: انسانی که مجبور است "لبخندش را عقیده اش را شخصیت اش را با بر چسب جذابیت به منظور فریب دیگران بفروشد!!"آنانی که دریافت کنندگان و مصرف کنندگان منفعل اند.بنده و درمانده ی همانها که نیاز های مصنوعی شان را ارضا می کند.اینانی که جهان را با مفهوم تام آن درک نمی کنند و با جهان واقعی بیگانه اند.آنانی که ماشین ها و ابزار را می ستایند و خود را تنها می یابند...و اینگونه اشیایی که انسان ساخته ،ارباب همان انسان می شوندو انسان امروز زندانی سلاح هسته ای و موسسات سیاسی است که دست پروده ی خودش است .... پانوشت 1)اگر همه انسانها در کار بیگانه نشده سهیم شوند ،رشد و توسعه ی انسان ، به ظهور انسانیت می انجامد.و بازتاب خودش را در جهانی که خود ساخته می بیند.2)...فردا روز کارگر است...اگر این باران نبارد..سرخی سنگفرش ها را چه کسی می شوید؟؟3)دشنه به استخوان می نشیند تا عشق بشکفد....4) مراسم گرامیداشت روز جهانی کارگر ، اول ماه مه ، ازسوی هیئت موسس سندیکاهای کارگری و سندیکای کارگران شرکت واحد در تاریخ یازدهم اردیبهشت از ساعت 4 تا 8 بعد از ظهر در محل تالار باختر واقع در خیابان کارگر ، 200 متر پایین تر از میدان انقلاب ، نرسیده به خیابان جمهوری – ضلع غربی خیابان کارگر برگزار می شود حضور برای عموم علاقه مندان به گرامی داشت روز کارگر آزاد است .
+ نوشته شده در یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:8 توسط مبارز کوچک |
| |||||