جایی دور از آدم‌ها

۱۴۰۱/۰۷/۲۹

کشور توی وضع خوبی نیست.

جوونامون دارن به قتل می‌رسند.

غم می‌کشیم. درد می‌کشیم. خشمگین میشیم.

خط فقر شده هیجده میلیون.

خانواده‌ها نمی‌دونن چطور باید زندگی کنن.

‌یه عده از مردمم جونشون رو گرفتن کف دست‌شون، با تمام وحشی‌گری‌هایی که از نیروهای امنیتی دیدن می‌جنگن برای یه کشور سرزنده! هر روز با یه سری تصاویر و اخباری مواجه میشیم که می‌تونه چندسال حداقل پیرمون کنه. و این وسط جالبه بدونید که :

یه عده انگار نه انگار از روتین زندگی‌شون برای ما استوری می‌ذارنند.

دقیق یادمه روزی که همین پلیس نیروی انتظامی داشت جوونای ما رو کتک می‌زد و می‌کشت یکی از فالورهای من روز نیروی انتظامی رو تبریک گفت. ( که حوصله من نکشید و بلاکش کردم)

یه عده دارند عروسی می‌کنن. کارت عروسی میاد برامون.

با خط فقر هیجده میلیون اولا چطور جزئت پیدا کردید ازدواج کنید؟

( برای داشتن خونه چقدر باید کار کنید؟ برای خریدن ماشین چی؟ )

( اصلا همه‌ی اینا به جهنم، چند ماه بعد یه بچه هم به زندگیتون اضافه می‌کنید. می‌دونید پوشک چنده؟ قیمت یه جامدادی چی؟)

دوماً توی روزایی که ما برای دخترها و پسرهامون خون گریه می‌کنیم شما وسط مجلس عروسی‌تون قر میدید؟ توی روزایی که غم و درد ما رو گرفته؟

( شاد باشید و خوشبخت بشید البته. )

و ما انتظار داریم با این آدم‌ها بتونیم انقلاب کنیم.

ابزار وبلاگ
<-BlogAndPostTitle->