جایی دور از آدم‌ها

!

۱۴۰۰/۱۰/۰۲

:))))))))))))))))))))))))))))))))) 

پلک‌هایت هنوز گرم نشده است، که دردش شروع می‌شود.کلمه است با انقباض می خواهد خودش را بیرون بریزد، هر بار شدت بیشتر می شود. درد بیشتر، کلمه‌های بیشتر! از مغزت تا دهانت، تا جایی که بتوانی کلمه را بر زبان بیاوری درد می گیرد. تمام وجودت قلم می‌شود. پشت پلک‌های بسته‌ات تصویرها کامل می‌شوند. دیالوگ‌ها گفته می‌شوند. درد بیشتر و بیشتر می‌شود. تصویر پشت تصویر، کلمه پشت کلمه، چند ساعت می‌کشد تا داستانت متولد شود؟ چند ساعت می‌کشد تا خیس عرق، نظاره کنی داستان متولد شده ات را، پرنده ای پشت چشمانت پرواز می‌کند، کسی این حوالی منتظر این داستان نشسته است.

پ.ن ۱ : خوابم می اید، حتی درد دارد کلمه بیدارت کند.

پ.ن ۲ : کاش توی دنیای داستان هم عمل سزارین انجام میشد. 😂

| نگین پناهی |

 

ابزار وبلاگ
<-BlogAndPostTitle->